رضا استادى

13

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى )

كتابى افتادم كه در آن ، حقيقت حال ، با استفاده از ادله بيان شود و خدا مىداند كه با نوشتن اين رديه ، قصدى جز رضاى خداى متعال ندارم . نام كتاب او كشف الارتياب عن تحريف كتاب رب الارباب است كه داراى مقدمه و سه مقاله و خاتمه است و به زبان عربى نگارش يافته است . اين بزرگوار ، در سال 1302 ق ، از تأليف كتاب ، فراغت يافته و نسخه‌اى از آن را به محضر مرجع بزرگ تشيع در آن روزگار ، يعنى مرحوم ميرزا محمد حسن شيرازى ، معروف به ميرزاى شيرازى بزرگ - كه حاجى نورى ، مؤلف فصل الخطاب ، از ارادتمندان و پيروان او بوده - فرستاد و ميرزا هم آن را به حاجى نورى رسانيد و شايد تأليف اين كتاب ، آن هم به قلم عالمى محقق و بزرگوار ، باعث شد كه اعتراض به حاجى نورى و فصل الخطاب او بيشتر و جدىتر گردد . « 1 » به همين جهت ، حاجى نورى پس از مطالعه كتاب كشف الارتياب ، پى به اشتباه خود در تأليف فصل الخطاب ، با محتواى خاصش برد و جزوه‌اى در چند صفحه در توضيح مقصود خود و اين كه منظور او اثبات تحريف قرآن نبوده ، در پاسخ مرحوم معرب تهرانى نوشت و به گفته صاحب الذريعه ، حاجى نورى ، از اين تاريخ مىگفته كه راضى نيستم كسى فصل الخطاب را بدون اين جزوهء پيوست بخواند . نگارندهء اين سطور ، سال‌هاست كه در صدد تهيه جزوه مذكور بوده‌ام ؛ اما با وجود جستجوى بسيار در كتاب‌خانه‌هاى معتبر ، هنوز به آن دسترس پيدا نكرده‌ام . « 2 »

--> ( 1 ) - مرحوم شيخ محمود معرب تهرانى ، امام جماعت مسجد مدرسه ميرزا ابو الحسن معمار ، در محله امامزاده يحياى تهران بود و در اواخر عمر ، به نجف هجرت كرد . پدرش ابو القاسم على دماوندى بود كه در زمان شيخ انصارى به نجف رفت و از شاگردان سيد حسين كوهكمرى و ميرزاى شيرازى ، و يكى از معلمان اخلاق آن دورهء حوزه‌هاى نجف و سامرا بوده است و در معرفى شيخ محمود معرب ، خواهيم گفت كه عالم بزرگوار ، سيد عزيز الله تهرانى ، هم بحث و يار و مريد پدرش بوده است . نويسنده نمىداند كه چرا به وى معرب گفته مىشده است . ( 2 ) - شنيده بودم كه نسخه‌اى از آن در كتاب خانه شخصى مرحوم آية الله مرعشى نجفى هست كه مراجعه كردم و نتيجه نگرفتم . سپس شنيدم نسخه‌اى از آن در كتاب‌خانه آية الله شيخ مسلم ملكوتى